خرید بک لینک
صبا ز منزل جانان گذر دريغ مدار وز او به عاشق بي دل خبر دريغ مدار به شکر آن که شکفتي به کام بخت اي گل نسيم وصل ز مرغ سحر دريغ مدار حريف عشق تو بودم چو ماه نو بودي کنون که ماه تمامي نظر دريغ مدار جهان

برچسب: نویسنده: هلیا زارعیان تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 22:06

گذشته...گذشته در چشمانم مانده استعبور ثانیه ها ی رد شده در تمام نگاه هایم مشهود استچشمانت را با شقاوت تمام به روی حقایق بستیصبور میمانم و بی تفاوت می گذرمکه نفهمی هنوز هم دوستت دارم

برچسب: نویسنده: هلیا زارعیان تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 22:06

بار فراق دوستان بس که نشست بر دلممیروم و نمیرود ناقه به زیر محملمبار بیفکند شتر چون برسد به منزلیبار دلست همچنان ور به هزار منزلمای که مهار میکشی صبر کن و سبک مروکز طرفی تو میکشی وز طرفی سلاسلمبار

برچسب: نویسنده: هلیا زارعیان تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 22:06

تکراری ولی مورد پسند...دو خط موازى زاییـده شدندپسرکى در کلاس درس آنها را روى کاغذ کشید ،آن وقت دو خط موازىچشمشــان به هم افتاد و در همان یک نگاه قلبشـان تپیـدو مهر یکدیگر را در سینه جای دادند…خط اولى گفت : ما مى توانیم زن

برچسب: نویسنده: هلیا زارعیان تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 22:06

برای دیدن تو

اگر رودخانه بودم، برمی گشتم

اگر کوه بودم، می دویدم

اگر باد بودم، می ایستادم

اما انسانم

و بارها برای دیدنت

برگشته

دویده

ایستاده ام....

برچسب: نویسنده: هلیا زارعیان تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 22:06

به خداحافظی تلخ تو سوگند نشدکه تو رفتی و دلم ثانیهای بند نشدلب تو میوه ممنوع ولی لبهایمهر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشدبا چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهرهیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند نشدهر کسی د

برچسب: نویسنده: هلیا زارعیان تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 22:06

بیقرار توام و در دل تنگم گلههاستآه! بیتاب شدن عادت کم حوصلههاستمثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آبدر دلم هستی و بین من و تو فاصلههاستآسمان با قفس تنگ چه فرقی داردبال وقتی قفس پرزدن چلچلههاستبی تو

برچسب: نویسنده: هلیا زارعیان تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 22:06

خسته ام در خفقانم تو برایم بنویس بغض کردم نگرانم تو برایم بنویس درد تنها شدنم ریشه دوانده دل من گل بی برگ خزانم تو برایم بنویس پیر گشتم هوس موی سپیدت کردم خالی از صد هیجانم تو برایم بنویس انقدر زخم ب

برچسب: نویسنده: هلیا زارعیان تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 22:06

دلم گرفته برایم ترانه ای بنویس برای پر زدنم ، بی کرانه ای بنویس لبان شعر تو خاموش مانده اند چرا؟ بیا به خاطر من شاعرانه ای بنویس و دستهای من از حسّ خواستن لبریز برای این همه خواهش بهانه ای بنویس بیا

برچسب: نویسنده: هلیا زارعیان تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 22:06

با تو <strong>بهتر</strong> می شوم ...حال من خوب است اما با تو بهتر میشومآخ… تا میبینمت یک جور دیگر میشومبا تو حس شعر در من بیشتر گل میکندیاسم و باران که میبارد معطر میشومدر لباس آبی از من بیشتر دل میبریآسمان وقتی که میپوشی ک

برچسب: نویسنده: هلیا زارعیان تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 22:06

صفحه بندی