برچسب: نویسنده: هلیا زارعیان تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 22:06
گذشته در چشمانم مانده استعبور ثانیه ها ی رد شده در تمام نگاه هایم مشهود استچشمانت را با شقاوت تمام به روی حقایق بستیصبور میمانم و بی تفاوت می گذرمکه نفهمی هنوز هم دوستت دارم
برچسب: نویسنده: هلیا زارعیان تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 22:06
برچسب: نویسنده: هلیا زارعیان تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 22:06
دو خط موازى زاییـده شدندپسرکى در کلاس درس آنها را روى کاغذ کشید ،آن وقت دو خط موازىچشمشــان به هم افتاد و در همان یک نگاه قلبشـان تپیـدو مهر یکدیگر را در سینه جای دادند…خط اولى گفت : ما مى توانیم زن
برچسب: نویسنده: هلیا زارعیان تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 22:06
برای دیدن تو
اگر رودخانه بودم، برمی گشتم
اگر کوه بودم، می دویدم
اگر باد بودم، می ایستادم
اما انسانم
و بارها برای دیدنت
برگشته
دویده
ایستاده ام....
برچسب: نویسنده: هلیا زارعیان تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 22:06
برچسب: نویسنده: هلیا زارعیان تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 22:06
برچسب: نویسنده: هلیا زارعیان تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 22:06
برچسب: نویسنده: هلیا زارعیان تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 22:06
برچسب: نویسنده: هلیا زارعیان تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 22:06
حال من خوب است اما با تو بهتر میشومآخ… تا میبینمت یک جور دیگر میشومبا تو حس شعر در من بیشتر گل میکندیاسم و باران که میبارد معطر میشومدر لباس آبی از من بیشتر دل میبریآسمان وقتی که میپوشی ک
برچسب: نویسنده: هلیا زارعیان تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 22:06